مسئولیت اجتماعی و استارتاپ‌ها


مرتضی تسخیری

امروزه و بعداز مهم‌شدن رسانه‌های اجتماعی و بی‌اهمیت‌شدن تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی، مسئولیت اجتماعی مَحملی شده است تا برندها تصویر خود را به‌وسیلهٔ انگیجمنت حاصل از کمپین کال‌ها در میان مشتریانشان تثبیت کنند. بنابراین اکنون که من و شما با هم صحبت می‌کنیم، مسئولیت اجتماعی مد شده است.
در این میان چیزی که مغفول است خود مسئولیت اجتماعی است و مسئولیت اجتماعی میان برندها صرفاً بر مبنای برد تبلیغاتی ارزیابی می‌شود. من اجازه می‌خواهم تا از میان تمامی تعاریفی که به مسئولیت اجتماعی نسبت داده می‌شود بر مهم‌ترین خروجی‌های مسئولیت اجتماعی متمرکز شوم:

  • کد پیش‌بینی‌پذیری رفتار سازمان نسبت به ذی‌نفعان؛
  • اقدامات جبرانی در رفتارهای آسیب‌زای خودخواسته یا ناخواسته خود علیه دیگران.

بگذارید برگردیم و مهم‌ترین خصوصیات یک استارتاپ را بررسی کنیم؛ آنگاه ناخودآگاه متوجه خواهیم شد که استارتاپ‌ها بهتر از سازمان دیگر می‌توانند از پس مسئولیت‌های اجتماعی خود برآیند. استارتاپ‌ها عمدتاً خصوصیات زیر را دارند:

  • استارتاپ‌ها معمولاً حاصل نوآوری در اکوسیستم‌اند یا تجارتی جدید ایجاد کرده‌اند یا در فرآیند یک تجارت پیشرفت شگرفی پدید آورده‌اند؛
  • آن‌ها به‌راحتی یا به عبارت بهتر راحت‌تر از تجارت‌های دیگر خود را در بازارهای مجاورشان گسترش می‌دهند و می‌توانند با هسته‌ای چابک (یادگیرنده و منعطف) بازارهای بزرگی را درگیر خود نگاه دارند؛
  • و خصلت سوم استارتاپ‌ها ورودی‌های مختلف داده است: آن‌ها مبتنی بر نیازهای ذاتی خود به اطلاعات معتبری از مشتریان و کاربرانشان دسترسی دارند. علاوه بر اینکه اگر اندکی هوشمند باشند، ریسک‌های محیطی و قوهای سیاه خود را رصد می کنند.

همه‌یکی‌نگری

قبلاً عرض کنم که قصد ندارم نسخه‌ای واحد بپیچم و لقمه‌ای جویده در اختیار استارتاپی قرار دهم. به عبارت دیگر «همه‌یکی‌نگری» را ناشی از جهالت و خطا می‌دانم. بنابراین در این یادداشت نسبتاً بلند کار من فقط پرسیدن است و کار شما پیداکردن راه‌حل سازمان خودتان.
از طرف دیگر نظیر بازاریابی، مسئولیت اجتماعی نیز با خلاقیت و ابتکار شیرین و پذیرفتنی می‌شود، وگر‌نه با تکرار و کپی‌برداری به همان جایی می‌رسیم که اکنون آژانس‌های تبلیغاتی‌مان رسیده‌اند و از مسئولیت اجتماعی نیز شیری بی‌یال‌وکوپال خواهیم داشت.

اندازه بگیرید

از طرف دیگر مسئولیت اجتماعی، معینی بسیار قدرتمند برای روابط عمومی است و کارکرد آن در این حیطه، اصلاح غیرمستقیم تصویر سازمان است. بنابراین می‌توان تأثیر آن را اندازه گرفت. واضح است، اما گفتنش خالی از لطف نیست که منظور از اندازه‌گیری فقط اندازه‌گیری پرفورمنس مسئولیت اجتماعی نیست؛ منظور اندازه‌گیری میزان تأثیر فعالیت مسئولیت اجتماعی بر تصویر سازمان نیز هست.
در ادامه تلاش می‌کنم برخی از مواردی را که با احتمال بیشتر در مسئولیت اجتماعی استارتاپ‌ها می‌گنجند، بیان نمایم. در انتهای هر مورد برخی پیشنهادات بداهه متناسب با پلتفرم‌های زیر نیز مطرح شده‌اند:

  • به اشتراک گذارنده‌های خودرو نظیر اسنپ و تپسی؛
  • فروشگاه‌های اینترنتی نظیر دیجی کالا؛
  • تسهیل‌کنندگان گردشگری نظیر علی بابا و فلایتیو.

امید که مفید آید.

محیط زیست

از خود سؤالات زیر را بپرسید:

  • تجارت ما می‌تواند چه معضل یا فرصتی را برای زیست طبیعی‌تر، سالم‌تر یا طولانی‌تر، نسل بشر ایجاد کند؟
  • تجارت ما می‌تواند چه معضل یا فرصتی را برای پایداری هوا، آب، خاک یا انرژی همگانی ایجاد کند؟
  • تجارت ما می‌تواند چه معضل یا فرصتی را برای بهبود زیست گیاهان یا جانوران ایجاد کند؟
  • تجارت ما می‌تواند چه معضل یا فرصتی را در اختیار اکوسیستم‌های تجدیدناپذیر محیط زیست نظیر جنگل، صحرا، مرداب یا دریا قرار دهد؟
  • تجارت ما می‌تواند چه معضل یا فرصتی را در بهره‌وری خدمات عمومی نظیر برق، آب سالم یا گاز شهری ناشی از منابع زیست محیطی ایجاد کند؟

دقت بفرمایید که هر کدام از موارد فوق متناسب با جغرافیایی که شما در آن زیست می‌کنید می‌تواند متفاوت باشد. حال راجع به پلتفرم‌های پیش گفته چند مثال می‌زنم:

  • حیوانات شهر و انسان‌ها در معرض تصادف با خودرواند. می‌توانید با اجرای طرحی، دقت خودروها در رانندگی یا ایمنی عابران (خصوصاً حیواناتی چون سگ و گربه یا پرندگانی چون کبوترها) را افزایش دهید؟
  • حیوانات خانگی نیز می‌خواهند همراه با انسان‌ها به سفر درون شهری روند. برنامه‌ای برای حمل آن‌ها داخل خودرو در کنار انسان‌ها دارید؟ در نتیجه آن‌ها در خانه تنها نخواهند ماند.
  • برنامه‌ای برای ضایعات حاصل از بسته‌بندی توزیع خود دارید؟ علاوه بر آن می‌توانید ضایعات حاصل از بسته‌بندی کالاهای فروخته شده خود را جمع‌آوری کنید؟
  • مشتریان شما بعضی کالاها نظیر هندزفری را جایگزین کالای از کارافتاده خود می‌خرند. می‌توانید یاری دهید و کالای از کار افتاده را قبل‌از دورانداختن جمع‌آوری کنید؟
  • مسافران فصلی و غیرتخصصی (عمدتاً ناخواسته) به جنگل، صحرا و دریا آسیب می‌زنند. می‌توانید کمک کنید تا مراقبت ایشان از این منابع افزایش یابد؟
  • سفر طولانی روی صندلی وسائل نقلیه به استخوان‌بندی انسان آسیب می‌زند. می‌توانید کمک کنید میزان این آسیب کاهش پیدا کند؟

محیط زیست زیرعنوان فعالیت‌های بشردوستانه است. در این عنوان موارد دیگری چون صلح، عدالت نژادی یا جنسی، عدالت در آب و غذای مکفی یا مالکیت فکری نیز مطرح است که برای دوری از اطالهٔ کلام از آن‌ها می‌گذرم.

خرده فرهنگ‌ها

ایران کشوری است با خرده فرهنگ‌های فراوان. خرده فرهنگ‌ها فقط در زبان و گویش با یکدیگر فرق نمی‌کنند. آن‌ها تجربه‌زیستهٔ متفاوتی دارند. تجارت آن‌ها نیز اخلاقیات خودش را دارد. آن‌ها ایونت‌های خودشان را دارند و سلبریتی‌ها و دوست‌داشتن‌هایشان متفاوت است. در یک کلمه می‌توان گفت که طراح تجربه کاربری و مدیر ارتباط با بازار پایتخت‌نشین کمتر می‌تواند آن‌ها را درک کند. اما ایشان ذی‌نفع شما هستند و مسئولیت اجتماعی حکم می‌کند که آن‌ها را ببینید. از خود بپرسید:

  • تجارت ما می‌تواند با زندگی و تجارت خرده فرهنگ‌ها هماهنگ‌تر شود؟
  • تجارت ما می‌تواند احترام بیشتری به سبک زندگی و انتخاب‌های خرده فرهنگ‌ها بگذارد؟
  • تجارت ما می‌تواند ایونت‌ها، سلبریتی‌ها، ایده‌ها و شخصیت‌های آن‌ها را درک کند؟
  • تجارت ما می‌تواند به زبانی که آن‌ها بدان عادت دارند، صحبت کند؟
  • تجارت ما می‌تواند نهادهای مالی، قدرت یا منزلت اجتماعی ایشان را تقویت کند؟

بگذارید دوباره مثال بزنم:

  • مسیرهایی در شهر هست که توریست‌ها آن‌ها را نمی‌روند؛ مخصوص محلی‌هاست. می‌توانید در این مسیرها فرمول عادلانه‌تری وضع کنید؟
  • عروسی‌ها در غرب ایران بروبیای خودشان را دارند و بسیار شلوغ‌اند. می‌توانید امکانی را مهیا کنید که میزبان و مهمان عروسی حمل‌ونقل ساده‌تری داشته باشند؟ چه در مسافرت برون‌شهری و چه در مسافرت‌های درون‌شهری؛
  • فصل مهمان‌پذیری، نیازمندی‌های میزبان تغییر می‌کند. می‌توانید به میزبان کمک کنید که لوازم خود را ارزان‌تر تهیه کند؟
  • گنجایش مهمان‌پذیری محدود است. می‌توانید مدیریت قیمت خود را صرفاً مبتنی بر جیب خود نبندید و موقعیت میزبان را در مدیریت آمدوشد مسافر لحاظ کنید؟
  • توریست‌ها عمدتاً در فصول خاصی سفر می‌کنند. کمک کنید تجارت میزبانی در فصول دیگر از تب‌وتاب خود خارج نشود. ضمناً سوغات شهر عنصر مهمی در مسافرت است.

افراد دارای معلولیت

افراد دارای معلولیت از دیگر اقشاری هستند که به ایشان کم‌توجهی می‌شود. ایشان مصداق ضرب‌المثل هرچه سنگ است مال پای لنگ‌ است،‌ هستند. تجارت‌ها خواسته یا ناخواسته می توانند به افراد دارای معلولیت خسارت وارد کنند. از خود بپرسید:

  • تجارت ما چه معضل یا فرصتی را برای پیشگیری از معلولیت دارد؟
  • تجارت ما چه معضل یا فرصتی را برای اجتماعی‌کردن ایشان در اختیار دارد؟
  • تجارت ما می‌تواند به افراد دارای معلولیت یا بیماران خاص نیز خدمات دهد؟ آیا در خدمات ما منزلت اجتماعی ایشان نیز حفظ می‌شود؟
  • آیا ناظر به موارد اختصاصی یا اورژانسی ایشان ما خدماتی داریم؟

بگذارید چند مثال راجع‌به ایشان بزنم:

  • شغلی در سازمان شما هست که افراد دارای معلولیت بتوانند در آن کار کنند؟ این شغل می‌تواند به ایشان در فرآیند اجتماعی‌شدن بسیار کمک کند.
  • خودرو، اپلیکیشن و فیچرهای آن برای استفاده افراد دارای معلولیت در انواع گوناگون آن مناسب‌سازی شده‌اند؟ می‌تواند در اپلیکیشن شما معلولیت خود برای تمهیدات لازم در وسیله نقلیه اعلام کنم؟
  • پیک شما آموزش لازم برای ارتباط با فرد دارای معلولیت را دیده است؟

معلولیت و خرده فرهنگ‌ها زیرمجموعهٔ اجتماع هستند. از دیگر هم‌خانواده‌های آن‌ها می‌توان به دگراندیشان، کودکان، کهن‌سالان، نوجوانان آسیب‌پذیر و نخبگان حومه‌نشین اشاره کرد که دوباره برای دوری از اطالهٔ کلام از آن‌ها می‌گذرم.

تجارت‌های کوچک

استارتاپ‌ها به‌خاطر نوآوری خود در مدل تجارت، عمدتاً تجارت‌های کوچک محلی و فردی را نابود می‌کنند و نابودکردن تجارتی محلی یعنی… .

  • وضعیت یک خانواده تا از دست‌دادن کار و پیداکردن کار جدید سخت می‌شود؛
  • زنجیرهٔ تأمین و کارگران تاجر فقیرتر می‌شوند؛
  • امنیت محله ناپایدارتر می‌شود و استعداد جرم‌خیزی افزایش می‌یابد؛

بگذارید باز از خود بپرسیم:

  • می‌توانیم با تاجران خرد محلی شریک شویم؟ یا به عبارت دیگر تاجران خرد را در زنجیرهٔ ارزش خود حفظ کنیم یا بازی دهیم.
  • می‌توانیم بازیگری محل محور با درآمدی مکفی در استارتاپ خود پدید آوریم؟

بگذارید چند مثال بزنم:

  • جوانان زیادی می‌توانند به هم محله‌ای‌های خود در خرید موبایل یا لباس یاری رسانند. می‌توانید پنلی در اختیارشان قرار دهید که آن‌ها فروشنده‌ای بدون مغازه برایتان شوند؟
  • من راننده‌ام. می‌توانید کمیسیون مرا برای مسافرانی که از مبدأ یا به مقصد محله مسکونی من تردد می‌کنند، افزایش دهید؟ سفر جذاب‌تری میان مسافر و راننده خواهد بود.
  • اگر من مسافری برای اپلیکیشن شما معرفی کردم، می‌توانم بهره‌ای داشته باشم؟ می‌توانم میزبان او باشم؟

اجازه بدهید این بحث را نیز نیمه‌تمام کنیم و موارد دیگر دسته صنعت نظیر کارمندان، اصناف، شرکای زنجیرهٔ ارزش را خاموش بگذاریم. البته و مهم‌تر از همهٔ موارد پیش‌گفته، مسئولیت اجتماعی تجارت نسبت به رؤیای مشتری و معضلاتی است که او تحمل می‌کند که از آن نیز فعلاً می‌گذرم و ان‌شاءالله در وقتی دیگر خواهم پرداخت.

محسنین

خداوند نیز در قرآن کریم دو حق را بیان کرده و آن را بر ذمهٔ خود نگاه داشته است.

  • حقی برای سائل: نیازمند کمک عمدتاً در سطح خوراک، پوشاک و مسکن؛
  • حقی برای محروم: مستعدی که به‌واسطه‌ای چون ظلم، تبعیض دوری یا فقر نرسیده است.

این دو و سؤالات ذیل آن را نیز می‌توان ما تقدم به جهان اخری فرستاد. اما به‌رسم دیگر عناوینی که برشمردم می‌خواهم چند سوال دیگر بپرسم و اینبار پیشنهادی ندهم:

  • راننده‌ای بوده که اکنون دیگر کهولت یا مصدومیت توان راندن از او گرفته است؟
  • می‌توانید فرصتی را که برای استخدام در تهران دارید، تبدیل به دورکاری متناسب با شهرهای کوچک‌تر کنید؟
  • رانندهٔ قابلی هستم که توان خرید خودرو یا موتور پیک ندارم، می‌توانید به من کمک کنید تا بتوانم برای شما کار بکنم؟ باز پرداخت را از سهمم بردارید.
  • دختری هستم که به واسطهٔ تبعیض جنسیتی نمی‌توانم از خانه خارج شوم، می‌توانید به من کمک کنید که با شما همکاری کنم؟

و هزاران سؤال دیگر که باید به آن‌ها فکر کنیم. من فکر می‌کنم که حسین‌ابن‌علی را نیز چون پدرش شدت عدلش به قتلگاه کربلا فرستاد. عدل در قضا که شرط است منظور از عدل اینجا شاید عدل در رفتار اجتماعی با اقلیت‌هایی بوده که ظلم به آن‌ها ساده‌تر بوده است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *